سه تن در مسجدی خراب عبادت می کردند . چون بخفتند یکی از آنان ناگهان از جای برخاست و بر در مسجد ایستاد تا صبح .

او را گفتند : چرا چنین کردی ؟

گفت : هوا عظیم سرد بود و باد سرد . خویشتن را به جای در ساختم تا شما را رنج کمتر بُوَد و هر رنجی که بُوَد بر من بُوَد .           بر گرفته از تذکره الاولیاء