شرلوک هلمز

شاید کمتر کسی در ایران و حتی در جهان باشد که سریالها و فیلم های مختلفی که در مورد   نبوغ ، تیز بینی ، قدرت پیش بینی و قرار دادن شواهد و اسناد و مدارک در کنار یکدیگر و رسیدن به یک نتیجه کار آگاه شرلوک هلمز را ندیده باشد نظیر این شخصیت را در ادبیات و فرهنگ خودمان زیاد داریم . مثلا در داستانهایی از ایاس می خوانیم :

ایاس روزی سه زن را دید و ایشان از او ترسیدند . ایاس گفت : یکی از ایشان حامله است ، دیگری شیرده و سومی دوشیزه است . هنگامی که معلوم شد همان گونه است ، از وی پرسیدند از کجا دانستی ؟ گفت هنگامی که بیم کردند یکی از آنها دست بر شکم خود نهاد و دیگری بر سینه اش و آن سه بر شرمگاهی خود .

روزی مرد غریبی را دید . گفت : وی غریبی است اهل واسط و مکتب داری است که غلامی سیاه راگم کرده است . هنگامی که دیدند همان گونه است که ایاس گفته ، پرسیدند : از کجا دانستی ؟ گفت : هنگامی که دیدم وقت راه رفتن بدین سو و آن سو می نگرد دانستم غریب است . بردامن جامه اش نیز سرخی گل و خاک واسط را دیدم . نیز از کنار مردم که رد می شد به کودکان سلام می کرد . . صاحبان شکوه را نمی نگریست اما سیاهی را اگر می دید ، نزدیکش میرفت و در او نیک می نگریست .

ایاس قاضی را گفتند : تنها عیب تو آن است که در قضاوت تعجیل همی کنی و در آن ژرفا نگری نکنی . ایاس دست خود را برافراشت و گفت : چند انگشت دارد ؟ گفتند : پنج . گفت : زچه رو تعجیل کردید و نگفتید یک ، دو ، سه ، چهار یا پنج ؟ گفتند : آنچه می دانیم نشماریم  .       گفت : من نیز آنچه حکمش روشن بود به تأخیر نیندازم .