چگونگی خدمت به دیگران

1- شکل نخست خدمت این است که مومن از برادر دینی اش درخواست می کند که نیاز او را برآورده سازد یعنی نیازش را آشکار ساخته و به برادر ایمانیش اعلام می کند که در این صورت اگر مومن توانایی رفع نیاز برادرش را داشته باشد شایسته است که نیاز او را برطرف سازد. امام محمدباقر(ع) می فرماید: « احبب اخاک المسلم و احبب له ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لنفسک اذا حتجت فسله و اذا سئلک فاعطه و لا تدخرعنه خیرا فانه لا یدخره عنک.» بحارالانوار برادر مسلمانت را دوست بدار و برای او هر چه را برای خود دوست داری دوست بدار و از هر چه برای خود نمی پسندی برای او هم نپسند و هنگامی که احتیاج پیدا کردی از او درخواست کن واگر از تو درخواست کرد تو به او عنایت کن و درخواست او را برآورده کن و این گونه نباشد که از او چیزی را پنهان کنی و او هم نباید از تو خیری را پنهان کند.»

2- شکل دوم خدمت این است که شخص نیازمند درخواست نکرده و نیاز خود را آشکار نمی کند تا آنجا که گاه در پنهان ماندن آن می کوشد ولی برادر مومنش به شکلی از نیاز او آگاه می شود. در اینجا اگر برادر مومنش از توانایی و قدرت حل مشکل برخوردار بود نباید منتظر بماند تابه او مراجعه کند یا در رنج و سختی آن مشکل روزگار بگذراند. حضرت امام صادق (ع) می فرماید: « پیکرت را در معرض برآورده کردن نیازش قرار بده و کاری نکن که او را مجبور به درخواست کنی. ولی وقتی دریافتی که حاجتی دارد تو به برآورده کردن حاجت او شتاب کن پس وقتی چنین کردی دوستی و ولایت خود را به دوستی او پیوستی و دوستی او را به دوستی خداوند عزوجل پیوند زدی.» بحارالانوار حضرت امام علی (ع) می فرماید: « زمانی که مومن از نیاز برادرش آگاه شود او را به زحمت درخواست نمی اندازد. او را وادار نمی کند که از او چیزی بخواهد بلکه همین که دریافت برادر مومنش حاجتی دارد برای برآورده کردن آن اقدام می کند. به دیدار یکدیگر روید و با هم مهربان بوده و بخشندگی داشته باشید و همانند منافقی نباشید که آنچه را انجام نمیدهد وصف می کند.» بحار الانوار « سوداگر است هر که دهد زر به آبروی آن کس که بی سوال دهداهل رحمت است.» صائب تبریزی اسحاق ابن ابراهیم می گوید: نزد امام صادق (ع) بودم و معلی بن خنیس هم آنجا بود که مردی از اهالی خراسان وارد شد و گفت: ای فرزند رسول الله من از دوستداران شما اهل بیتم. بین من و شما مسافت بسیاری فاصله است و اکنون در مدینه هستم دستم تنگ شده و نمی توانم به سوی خانواده ام برگردم. مگر آنکه شما یاریم کنید. امام به سمت چپ و راست خود نظر کرد و خطاب به کسانی که سخنان مرد خراسانی را شنیده بودند فرمود: «آیا چیزی را که برادرتان می گوید نمی شنوید؟ همانا معروف آن است که به آن آغاز شود.(یعنی پیش از آن که درخواست شود عطا شود) ولی آنچه تو پس از درخواست عطا کردی جبران آبرویی است که او با درخواستش از تو داده است. سپس فرمود: او (درخواست کننده) شب خود را در حال بی خوابی و آشفتگی بین امید و نومیدی می گذراند و نمی داند کجا به نیاز او توجه می شود. پس تصمیم می گیرد به سراغ تو بیاید و نزد تو آمد در حالی که قلبش پریشان و نگران است و اندامش به لرزه افتاده و خون در چهره اش نشسته است. ( از شرم سرخ شده است) و پس از این نمی داند آیا از پیش تو با افسردگی روی می گرداند یا با شادی پیروزی. پس اگر عطایش کنی یقین می کند که با او پیوستگی داشتی و همانا رسول خدا (ص) فرمود: « سوگند به کسی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید و مرا به حق به پیامبری برانگیخت سختی و تکلفی که او با درخواست از تو برخود تحمیل می کند. بزرگتر ازاحسانی است که از جانب تو به او می رسد. راوی گفتک مخاطبان امام برای آن مرد خراسانی پنج هزار درهم جمع کردند و به او دادند» بحارالانوار اگر انسان با درخواست برادر مومن خود روبه رو شود یا حتی بدون درخواست او در صدد رفع نیاز و خدمت به او برآید و تلاش دلسوزانه به کار بندد همانگونه که برای خود به کار می بندد ولی از رفع نیاز برادرش عاجز ماند زیانی ندیده است. زیرا اصل مهم پیگیری مشکل و حرمت در این مسیر است. رسول اکرم (ص) می فرماید: « خداوند به حضرت داوود وحی می کرد: که ای داوود بنده من برای من حسنه ای می آورد و چون حسنه را برای من آورده است من هم برای اینکه او به بهشت برود حکم میکنم. داوود گفت : پروردگارا این کار بنده است که روز قیامت حسنه ای آورد و شما هم به خاطر آن حسنه حکم می کنید که به بهشت برود.» وسایل الشیعه آن بنده مومنی که می کوشد تا به برادر مسلمانش خدمت نماید. همین کوشش برای خدمت و برخورد دلسوزانه با برادر مسلمان حسنه و نیکی است چه در انجام خدمت موفق باشد یا نشود.