کوشش در انجام خدمت

آن گاه که حاجت های مردم رحمت و نعمت الهی انگاشته شود از کوشش در برآورده کردن آنها نباید ملول شد و تنبلی کرد. حضرت امام حسین (ع) می فرماید: ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم.» بحار الانوار

همانا نیازهای مردم که به شما ارائه می شود از نعمت های خدا بر شما است. پس از این نعمت ها ملول نشوید.»

خسته شدن از رفع نیاز مردم و ابراز و اظهار آن چه بسا این نعمت بزرگ را از فرد به سوی دیگری بگرداند و این لطف الهی را نصیب دیگری کند.

امام حسین (ع) می فرماید: « اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملوا النعم فتتحول الی غیرکم.» بحارالانوار

« بدانید که همانا نیازهای مردم که به شما عرضه می شود ازنعمت های خدا بر شما است، پس از این نعمت ها خسته نشوید که به سوی دیگران خواهد گردید»

اولیای خدا در راه برآورده کردن حاجت های اهل ایمان و خدمتگزاری به ایشان شیوه های

 گوناگونی را به کار می بردند تا چیزی مانع از خدمتگزاری ایشان به اهل ایمان نشود. پنهان کردن شخصیت خویش از چشم آگاهان و آشنایان از جمله اموری است که برای آزادانه خدمت کردن به کار می بستند تا کسی به علت بلندی مقامشان آنها را از خدمت باز ندارد که این خود نشانگر این امر مهم است که خدمتگزاری تا چه اندازه ارزشمند است که برای تحصیل آن تا این اندازه فکر و تلاش صورت گرفته است. امام صادق(ع) درباره ی شیوه ی خدمتگزاری امام زین العابدین (ع) به اهل ایمان درمسافرت فرمود:

«علی بن الحسین (ع) به مسافرت نمی رفت مگر با همراهانی که او را نمی شناختند و بر آنها شرط می کرد که از خدمتگزاران ایشان در رفع نیازهایشان باشد.

یک بار با گروهی همسفر شد که مردی او را دید و شناخت. پس به گروه گفت : آیا این فرد را می شناسید؟ گفتند نه . مرد گفت : این علی بن الحسین(ع) است. پس گروه به سمت او شتافتند و دو دست و دو پایش را بوسیدند وگفتند: ای پسر رسول خدا خواستی ما را به آتش دوزخ بیفکنی اگر دست یا زبان ما به جسارت بر تو بلند می شد آیا تا آخر روزگار هلاک نمی شدیم؟ چه چیز تو را واداشت که چنین کنی؟ امام (ع) فرمود: یک بار با گروهی مسافرت کردم که مرا می شناختند پس به سبب رسول خدا(ص) به گونه ای با من به عطا رفتار کردند که مستحق آن نبودم. ترسیدم که شما هم چنین کنید. از این روپنهان کردن شخصیتم را بیشتر دوست داشتم.» وسایل الشیعه

رد کردن مومن نیازمند با وجود توانایی بررفع نیازش عذاب خدا را درپی خواهد داشت آن گاه که مومن، برادر مومن نامیده شده است. پس باید به یاریش شتافت و او را تنها نگذاشت. حضرت امام موسی کاظم (ع) می فرماید: « من اتاه اخوه المومن فی حاجه فانما هی رحمه من الله تبارک و تعالی ساقها الیه فان قبل ذلک فقد وصله بولایتنا و هو موصول بولایه الله و ان رده عن حاجته و هو یقدر علی قضائها سلط الله علیه شجاعاً من نار ینهشه فی قبره الی یوم القیامه مغفورا له او معذبا فان عذره الطالب کان اسوء حالا.» اصول کافی

« هر کس برادر مومنش برای حاجتی نزد او آید پس همانا آن رحمتی باشد که خداوند تبارک و تعالی به سوی او کشانده است پس اگر آن را بپذیرد به ولایت ما پیوستش داده و ولایت ما به ولایت خدا پیوسته است و اگر با وجود توانایی بر رفع نیازش او را رد کند خداوند ماری از آتش بر او چیره سازد که تا روز قیامت او را در قبرش بگزد چه آمرزیده باشد یا معذب ( گناه دیگری داشته باشد یا نداشته باشد) و اگر حاجتخواه (مومن نیازمند) او را به عذر آوردن برساند حالش بدتر از این خواهد بود.»

آن گاه که حاجات مردم نعمت هایی شمره شدند که خداوند به برخی افراد عطا کرده است پس رد آنها کفران نعمت ها بوده و انتقام الهی را درپی خواهد آورد. حضرت امام علی (ع) می فرماید:

« ان حوائج الناس الیکم نعمه من الله علیکم فاغتنموها و لاتملوها فتتحول نقما» غررالحکم

« همانا نیازهایی که مردم به شما عرضه می کنند نعمتی از سوی خدا برای شماست. پس آن را غنیمت شمارید و از آن خسته نشوید که تبدیل به عذاب و انتقام شود.»

به راستی بهتر زیستن در این دنیا هم فقط با رعایت ارزش های اخلافی ممکن و میسر است. رد کردن برادر مومنی که نیاز خویش را بر انسان عرضه داشته است از فقدان ارزشی مهم در روح انسان حکایت دارد که اگر امید به پاداش آخرتی و ترس از عذاب هم نبود نباید از آن دوری می کرد. این نکته بسیار ارزشمندی است که امیرمومنان علی (ع) در کلامی کوتاه به آن تاکید کرده است و می فرماید: « عجبت لرجل یاتیه اخوه المسلم فی حاجه فیمتنع عن قضائها و لا یری نفسه للخیر اهلا فهب انه لا ثواب یرجی و لا عقاب افتزهدون من مکارم الاخلاق.»

در شگفتم از مردی که برادر مسلمانش برای حاجتی نزد او آید و او از برآوردن حاجتش خوددای کند و خود را شایسته کار خیر نبیند. گیرم که نه پاداشی است که امیدی به آن بسته شود و نه عقابی که از آن پرهیز شود آیا شما در زیبایی ها و شایستگی های اخلاقی نیز
بی رغبت هستید؟» غررالحکم

عرضه پیاپی نیازها به فرد چه بسا او را خسته کرده وادار به گریز از دیگران سازد ولی معرفت به این معنا که مراجعات اهل ایمان به او الطافی است که خدا نصیبش کرده تا به رشد و کمال برسد چنان انگیزه ای برای او پدید می آورد که خستگی را از او می زداید و به خدمت و کوشش در رفع نیازهای مومن دلگرمش می کند تا آن جا که خدا را برای این الطاف سپاس می گوید. او با دقت و توجه به این حقیقت به خوبی درخواهد یافت که خداوند او را برای این کار برگزیده است. چنان که حضرت امام صادق(ع) به مفضل
می گوید:

« ان الله عزوجل خلق خلقا من خلقه انتجبهم لقضاء حوائج فقراء شیعتنا لیثیبهم علی ذلک الجنه فان استطعت ان تکون منهم فکن ثم قال لنا و الله رب نعبده لا نشرک به شیئا.»

« همانا خداوند عزوجل گروهی از خلقش را آفریده و ایشان را برای برطرف کردن نیازهای نیازمندان شیعه ما برگزیده است تا برای این کار بهشت را به آنها پاداش دهد. پس ( ای مفضل) اگر می توانی از انها باشی چنین باش سپس فرمود: به خدا سوگند ما پروردگاری داریم که او را می پرستیم و هیچ چیز را شریکش نمی سازیم.» اصول کافی

انسان باید بداند که آنچه از ناحیه خدمتگزاری به اهل ایمان و رفع نیازهایشان نصیبش می شود بسیار بیشتر است از آن چیزی که در این راه هزینه می کند. از این رو چه بسا بتوان گفت که سزاوار است که خدمتگزار از خدمت شدگان خویش و کسانی که نیازشان را برطرف ساخته تشکر کند. زیرا به برکت ایشان الطاف و برکات الهی نصیب او شده است و بدون آنها هرگز به این توفیق بزرگ دست نمی یافت. حسین بن نعیم صحاف از یاران امام صادق(ع) می گوید: امام به من فرمود: « اتحب اخواتک یا حسین ؟ قلت نعم. قال: تنفع فقرائهم قلت: نعم. قال: تنفع فقرائهم قلت: نعم. قال: اما انه یحق علیک ان تحب من یحب الله اما و الله لا تنفع منهم احدأ حتی تحبه. اتدعوهم الی منزلک؟ قلت نعم. ما اکل الا و معی منهم الرجلان و الثلاثه و الاقل و الاکثر. فقال ابوعبدالله (ع): اما ان فضلهم علیک اعظم من فضلک علیهم. فقلت: جعلت فداک اطعمهم طعامی و اوطئهم رحلی و یکون فضلهم علی اعظم؟ قال: نعم انهم اذا دخلوا منزلک دخلوا بمغفرتک و مغفره عیالک و اذا خرجوا من منزلک خرجوا بذنوبک و ذنوب عیالک»

« ای حسین برادرانت را دوست داری؟ گفتم بله. فرمود: به نیازمندانشان سود می رسانی؟ گفتم بله. فرمود: البته حقی است بر تو که دوست بداری آن کسی را که خدا دوست می دارد. البته به خدا سوگند که تا فردی از ایشان را دوست نداری به او سود نرسانی. آیا آنها را به خانه ات دعوت می کنی؟ گفتم بله، غذا نمی خورم مگر آنکه دو تن یا سه تن یا کمتر و بیشتر از آنها همراهم باشند. سپس امام صادق(ع) فرمود: البته که فضیلت ایشان برتو بزرگتر از فضیلت تو بر ایشان است. پس گفتم فدای تو شوم غذای خود را به آنها می خورانم و آنها را روی فرشم می نشانم با این حال فضیلت ایشان بر من بزرگتر باشد؟ فرمود: آری به درستی که هر زمان به خانه ات وارد می شوند همراه آمرزش تو و خانواده ات وارد می شوند و هرگاه از خانه ات خارج می شوند با گناهان تو و خانواده ات خارج می شوند.» اصول کافی