حقوق رهبری و مردم از نظر امام علی (ع )

........ در میان حقوق الهی بزرگترین حق ،  حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است . حق واجبی است که خدای سبحان بر هر دو گروه لازم شمرده و آن را عامل پایداری پیوند ملت و رهبر و عزت و دین قرار داد . پس رعیت اصلاح نمی شود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند . و زمامداران اصلاح نمی گردند جز با درستکاری رعیت .

آثار رعایت حقوق توسط طرفین

و آن گاه که مردم حق رهبری را رعایت کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد حق در آن جامعه عزت یابد و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت بر قرار و سنت پیامبر ( ص ) پایدار گردد . پس روزگار اصلاح گردد و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس می شود .

اثار شوم رعایت نکردن حقوق

وحدت کلمه از بین می رود نشانه های ستم آشکار ، و نیرنگ بازی در دین فراوان می گردد . و راه گسترده سنت پیامبر ( ص ) متروک ، هواپرستی فراوان ، احکام دین تعطیل ، و بیماری های دل فراوان می گردد .

مردم از این که حق بزرگی فراموش می شود یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می یابد ، احساس نگرانی نمی کنند . پس در آن زمان نیکان خوار و بدان قدرتمند میشوند . و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و درد ناک خواهد بود . پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید ........ ، یکی از واجبات الهی یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن ، و بر پا داشتن حق ، و یاری دادن به یکدیگر است . هیچ کس هر چه قدر او در حق بزرگ و ارزش او در دین بیشتر باشد ، بی نیاز نیست که او را در انجام حق یاری رسانند و هیچ کس گر چه مردم او را خوار شمارند و در دیده ها بی ارزش باشد کوچکتر از آن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند ، یا دیگری به یاری او بر خیزد .

روابط سالم  ومتقابل رهبر و مردم

مردم ! از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند ، آنها دوستدار ستایش اند . و کشور داری آنان بر کفر و خود پسندی استوار باشد . و خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دمست دارم . . خواهان شنیدن آن می باشم . سپاس خدای را که چنان نبودم و اگر ستایش را دوست می داشتم ، آن را رها می کردم به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان و بزرگی و بزرگواری که تنها خدا سزاوار آن است .

گاهی مردم ، ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا میدارند . اما من از شما میخواهم که مرا با سخنان زیبای خود مستایید ، تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم . و حقوقی را که مانده است بپردازم . و واجباتی که بر عهده من است و باید انجام گیرد ادا کنم . پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویند حرف نزنید . و چنان که از آدم های خشمگین کناره می گیرید ، دوری نجویید . و با بزرگ نشان دادن خویشم . زیرا کسی که شنیدن حق یا یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد ، عمل کردن به آن برای او دشوارتر خواهد بود . پس ، از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید . زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم ، مگر آن که خداوند مرا حفظ کند . پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست . او مالک ما ، و ما را بر نفس خود اختیاری نیست . ما را از آنچه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد . به جای گمراهی ، هدایت و به جای کوری ، بینا یی به ما عطا فرمود .

برگرفته از خطبه 216 نهج البلاغه